سؤال1:
10 عدد بشقاب داریم و می خواهیم آنها را بر روی میزی مستطیل شکل چنان بچینیم که در هر یک از 4 لبه میز، تعدادی مساوی بشقاب وجود داشته باشد. چگونه باید این کار را انجام دهیم؟
سؤال 2:
به شکل زیر نگاه کنید، آیا می توانید از یک نقطه شروع کنید و بدون این که از مسیری دوبار عبور کنید، تمام خطوط را طی نمایید و به خط شروع (نه لزوما نقطه شروع) باز گردید؟

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ سؤال 1:
کافی است دو عدد از بشقاب ها را در دو گوشه میز مستطیل شکل خود قرار دهیم.
.jpg)
پاسخ سؤال 2:

۱ - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول ۶ نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم ۳ نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟ مسئله ۲ - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، ۳ تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟ مسئله ۳ - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟ مسئله ۴ - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر ۳۰ درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟ مسئله ۵ - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟ مسئله ۶ - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش ۳۰ تومان می شود. اما یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد . چطور ؟
مسئله 7 -یک آقایی تو بالاترین طبقه ساختمانی بلند زندگی میکنه. برا اینکه هر روز بره سر کارش سوار آسانسور میشه تا به پایین برسه.اما عصر که از سر کارش بر یمگرده فقط میتونه نصف طبقات رو با آسانسور بره بالا !!!!! بقیه رو با پله میره .... مگر روز های بارونی که همه رو با آسانسور میتونه بره بالا.. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مسئله 8 -یک شب طوفانی یک پدر و پسر سوار ماشین بودن که یهو تصادف می کنن.پدره سرش میخوره به شیشه و بیهوش میشه...(کمربند نبسته بود..)پسرش فوری میرسونتش بیمارستان و میگه: "یک دکتر بیاد!حال پدرم خیلی بده!" همون موقع به دکتر خبر میدن و اونم خودشو زود میرسونه اونجا.دکتر تا پشمش به پسره می افته میگه:ا !!!!!! اینکه پسره منه!!!!! چطور ممکنه؟
مسئله 9 -خوپ حالا یه مرد سیاه پوش همه چیزش سیاه بوده(جوراب سیاه شلوار سیاه کت سیاه کفش سیاه ....)داخل کوچه ای میرفته که چراغاش خاموش بوده.بعد یه ماشین چراغ خاموش وارد اون کوچه میشه!وقتی که به اون مرده نزدیک میشه پاش رو میزاره رو ترمز تا نزنه بهش.این چطوری ممکنه؟ .
.
.
.
.
.
. جواب ها مسئله ۱ - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید ” تصور کنید که راننده اتوبوس هستید.” مسئله ۲ - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط ” در شرف پرواز ” هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند... اگر جواب شما ۲=۳-۵ بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است. مسئله ۳ - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی “چه تعداد ” جلوی فکر کردن شما را گرفته است. مسئله ۴ - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید. مسئله ۵ - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید. مسئله ۶ - یک ۲۵ تومانی و یک ۵ تومانی . به یاد بیاورید فقط یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه ۵ تومانی داریم. شما با عبارت ” یکی از آنها نباید … ” فریب خوردید.
مسئله 7 - طرف قدش کوتاه بوده و قدش به دکمه آسانسور برای طبقه شون نمیرسیده، روزهای بارونی با چترش دکمه را میزده!
مسئله 8 - دکتر مادر پسره بوده!
مسئله 9 - روز بوده !
۱: آن چیست که همیشه دستش به کمرش است و ایستاده ؟
۳ : کوچیک کوچیک، دماغ کوچینک !
۴ : آن چیست که پای کوه نشسته و عمامه بسردارد؟
۵ : راه میره بیابون، بار میکشه فراوون، خار میخوره بجای نون
۶ : زردم و زبرم، زیر زمین معتبرم، کلاه سبزی به سرم !
۷ : چه خزنده خطرناکی است که اگر آنرا وارونه کنیم رام می شود؟
۸ : اولم این سر گاو دومم آن سر گاو سومم آخر روز چهارم دوم هنوز بر سرم چون شاخه هاست تو ی جنگل کاج هاست
۹ : کاسه که سرداره، سرکله سیر داره؟
۱۰ : آن چیست که یک پا دارد و سه چشم ؟
۱۱ : بدیدم در دهان دوست چیزی بگفتم چیست؟ گفتا اینچنین او دو حرف اول آن اول کاه دو حرف آخرش پایان آهو
۱۲ : آن چیست که گرگ دو تا دارد اما سگ یکی؟
۱۳ : آن چیست که اول سرش را میبرند بعد بخاطرش گریه می کنند؟
۱۴ : آن چیست لباس سیاهی به تنش، کلاه سبزی به سرش ؟
۱۵ : منم آن میوه ای که هر که خورد می خورد بی حساب ویتامین اولم هست حرف اول سیر دومم هست حرف دوم چین سوم حرف آخر آب است گر تو بشناختی کنم تحسین
۱۶ : عجایب لعبتی دیدم یه دریا که بر آب روان می رفت و می جست بگفتم چیست نامت ؟ گفب خواهی اگر بر نام من یابی کنون دست دو حرف اولم آغاز مار است دو حرف آخرم آغاز هیچ است
۱۷ : اولم آخر پلنگ است که زیبا وقت جنگ است دومم آخر شیر است که بر جنگل امیر است سومم میان ببر است چه طوفان و چه ابر است آخرم آخر گریه است ولی مایه خنده است با بچه ها همبازیم چه نازیم ، چه نازیم مشنگم و قشنگم گه خیلی شوخ و شنگم
۱۸ : آن چیست که بالا پرتاب کنی پایین می پرد ، پایین بزنی بالا می پرد؟
۱۹ : آن چیست که وقتی هوا گرم می شود لباس می پوشد ، وقتی هوا سرد می شود لباسش را بیرون می آورد؟
۲۰ : صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب یک جا نشسته هر دانه ای هست خوش رنگ و درخشان قلب سفیدی در در سینه آن یاقوتها را پیچیده با هم در پوششی نرم پروردگارم
۲۱ : این چیه که مورچه داره ، اما مار نداره ؟
۲۲ : برگ سبز چمنی، ورق ورق تو می شکنی!
۲۳ : چه حیوان درنده ایست که از هر طرف نگاهش کنید آدم را می درد؟
۲۴ : حرف اولم اول فیل است حرف دومم ازسر نیل است حرف سومم سوم عاج است حرف چهارم میان کاج است حرف پنجمم اول نیز است بگویید پس چه چیز است؟
۲۵ : مرا جای باشد به هر خانه ای کنم موشها را به شبها شکار تو خواهی بیابی اکر نام من سر گرگ را بر سر به بگذار
۲۶ : اول وآخرم اول قند میانم آش- بهمین خیال باش
۲۷ : آن چیست که تا اسمش را می آورند می شکند؟
۲۸ : آن چیست که همه آنرا دارند ؟
۲۹ : آن چیست که اول دین است اولش باء و آخرش میم است ؟
۳۰ : آن چیست که چیستان است در دست لینچان است ( به یاد لینچان )
*************
جواب ها :
۱ : آفتابه
۳ :نخود
۴ : قارچ
۵ : شتر
۶ : هویج
۷ : مار
۸ : گوزن
۹ : لاک پشت
۱۰ : چراغ راهنمایی و رانندگی
۱۱ : کاهو
۱۲ : حرف گ
۱۳ : پیاز
۱۴ : بادمجان
۱۵ : سیب
۱۶ : ماهی
۱۷ : گربه
۱۸ : توپ
۱۹ : درخت
۲۰ : انار
۲۱ : نقطه
۲۲ : کاهو
۲۳ : گرگ
۲۴ : فنجان
۲۵ : گربه
۲۶ : قاشق
۲۷ : سکوت
۲۸ : اسم
۲۹ : بسم الله الرحمن الرحیم
۳۰ : شمشیر
50 تا چیستان جالب با جواب
1-آن چیست که بی زبان سخن می گوید بی پرده ز کار این و آن می گوید با آن که در او نیست نه دندان و نه لب بی هدف ره می برد با قلب خون
2- چیست آن ، کز چشمه ای آید برون می شود از سنگ سختی سر نگون مدتی بر دشت خشکی چون برفت بیرون و درون شهر جایی دارد
3- آن چیست که ارغوان قبایی دارد مانند دم موش پایی دارد. گرد است و مدور است و تاجش بر سر صد پاره تنش ، ولی ز یک پایه نگون
4- آن چیست که روز می نماید شبگون همچون دل عاشقان فرو ریزد خون چون دست به او نهی ز اندازه فزون اندر وسطش کشتی قیر اندوده
5- جامی است در او آب خوش و آسوده بر جای نشسته و جهان پیموده کشتی بانی در آن به رنگ دوده خود جامه همی بافد و او باشد عریان
6-آن چیست که خودریسد و خود بافد جامه پوست در پوست گرد یکدیگر
7- چیست آن گرد گنبد بی در رخش از آب دیده گردد تر هر که بگشاید این معما را گاهی حلال و طیب ، گاهی حرام مطلق
8- آن چیست گرد و کوچک ، آویز و معلق گرد است و دراز و در ندارد
9-آن چیست که پا و سر ندارد جز نام دو جانور ندارد اندر شکمش ستارگانند اندام ظریف چون صنوبر دارد
10-آن چیست قبای زرد در بر دارد تلخ است ولی طعمی چو شکر دارد زرد است و معطر آید به مشام با هزاران سوار می گردید
11- چیست آن پادشاه هفت اقلیم آمد و فوج شاه در پیچید ناگهان یک سوار زرد نقاب چار پاست ، نه که گاو است
12- سخت است , نه که سنگ بیابان گرد است ، نه که مرد است تخم ریز است ، نه که مرغ است کلید آهنین قفلش گشاید
13- کدام است گنبدی که در ندارد ز هر بچه دو صد مادر بزاید هزاران بچه دارد در شکم بیش که ندارد به آشیانه قرار
14- چیست آن مرغ آتشین منقار و قنا عذاب النار ؟ شب و روز اندر آب می گوید سرخ و سبز و سپید پوشیده
15- چیست آن لعبت پسندیده با دو صد احترام خوابیده ؟ در میان دو کاسه چوبین رخت سیه و سبز کلاهی دارد
16- آن چیست که در برگ پناهی دارد من در عجبم کاین چه گناهی دارد؟ پوستش بکنند و سینه اش چاک کنند گر آب تنی کنی، تنش آب شود
17- آن چیست که در سه و قت کمیاب شود گر سرد شود ، زندگی از سر گیرد؟ گر گرم شود گریه کند تا میرد از خمی هر دو سر به هم دارد
18- این چه باشد که پشت خم دارد صد منی را به پشت بر دارد ؟ وزن او نیست خود به صد مثقال پرنیان پیکر و آهن دل و فولاد پر است ؟
19-آن چه مرغیست تا اوج هوا رهسپراست کاندرین صحرا بدیدم یک عجایب جانور
20-یک معما از تو پرسم ای حکیم پر هنر پای او مانند اره ، شیر سینه، اسب سر مور چشم ومار دم کرکس پرو عقرب شکم نیم پر شد پر تهی ، یعنی چه چیز ؟
21- یک معما با تو دارم، ای حکیم با تمیز مرغ آتشخوارم و آتش پر و بال من است
22-بلبل این باغم واین باغ بستان من است هر که حل کرد این معما پیرو استاد من است استخوانم نقره و اندر شکم دارم طلا که آتش در میان آب می گشت
23- عجایب صنعتی دیدم در این دشت دو اسم زنده دارد از دو حیوان
24- عجایب لعبتی زرد است و بی جان رعنا پسران شوخ و دلکش دارد
25- شیراز پری رخان مهوش دارد بنگر که دلم از تو چه خواهش دارد از هر سر مصرعی حروفی بردار نه در دارد نه دیوار و حصاری
26- عجایب گنبد والا تباری درونش هست لشکر بیشماری بنازم قدرت پروردگاری پریرویان به بستان تازه دیدم
27- عجایب صنعت نادیده دیدم به یک محمل دو صد دردانه دیدم! چو دست بردم گل از باغش بچینم همه چادر سفید سینه بلوری
28- از آن بالا میاد یک دسته حوری چون به سن سی رسد بچه شود!
29- دختری چارده ساله بالغ شود پرش سیب و گلابی
30-دستمال آبی آبی چشمه آبش را ببین شط فراتش را ببین
31- گنبد سرخ چمنی ،توش گل سرخ یمنی لب تا لب آن میان زنجیر است
32- در خانه ما درخت انجیر است آبش بخورم که گوئیا چون شیر است! خنجر بکشم میانه را پاره کنم اهل حقه تمام سر بسته
33- حقه ای دیده ایم در بسته صاف و رنگین به یکدیگر بسته! همه یاقوت رنگ و لعل صفت داس ظفرم چو کشت دولت دروند
34-من خود کج و راستان زمن راست روند از هر طرفی زمزمه زه شنوند! پشت از پی خدمت چه کنم خم که و مه زنده نبود تا نکنی زاتش بریان
35- چیزی چه بود مرده به یک کنج نهاده سرش تا نبری نگوید خبر ؟
36-چه چیز است ، مرغی است بی بال و پر صد پاره تنش بود ولی به یک پای نگون
37- آن چیست که روز می نماید شبگون همچون عاشق زچشم او ریزد خون؟ چون ناز کنی تنش ز اندازه فزون به شباهت نظیر یکدگر است
38- آن چه باشد که زرد مثل زر است معدنش در میان دشت و در است ؟ قیمت آن بسی گران نبود پای او غرق در دل خاک است
39- آن چه باشد که سر بر افلاک است گوشت شیرین و استخوان چاک است ؟ رنگ او سرخ و زرد و گاه سیاه اندر صف مردان خدا جا دارد
40- آن چیست که جا به کوه و صحرا دارد سیصد سر و ده شکم دو صد پا دارد از هیبت او جمله بلرزد عالم مشاطه زلف دلبران است
41- آن چیست که پیک عاشقان است رقص چمن از نوای آن است ؟ خندیدن گل ز بوسه اوست روز و شب گردد و قدم نزند
42- چیست گردنده یی که دم نزند برف بارد و لیک دم نزند ؟ نعره او به سان شیر بود اهل حقه ، تمام سر بسته
43- حقه ای دیده ایم در بسته صاف و رنگین به یکدیگر بسته! همه یاقوت رنگ و لعل صفت وز آتش سرخش تاج و افسر دارد
44- این چیست که تاج نقره بر سر دارد بر گردنش از هر طرفی زنجیر است ؟ نا کرده گناه روی او چون قیر است جفتند ولی زهم جدایند
45- یک جفت کبوترند ابلق از کالبدشان برون نیایند پرواز کنند گرد عالم برسر هر شاخ او سه دختر افسونگر است 46- اژدری دیدم که او چارشاخ اندر سراست هر پسر را بیس و چار فرزند دیگر درخور است برسر هردختری بنشسته باشد سی پسر اندر کف مهوشان موزون گردد
47- آن چیست کز او حسن بت افزون گردد چون آب بدو رسد همه خون گردد سبز است تنش تا نرسد آب بدو کهربا پیکر و آدم دم و فولاد سر است؟
48-آن چیست که برسینه خصمش گذرست بار دوم که زاد جان آورد!
49- بار اول که زاد بی جان بود در یک گلاب پاش دو رنگ گلاب چیست ؟
50- دارم سوال خواجه بفرما جواب چیست آتش بدو رسیدن و بستن ، جواب چیست؟ سرمای زمهریر که یخ بست او نبست
جوابها
اینم جوابش که کسی نتونست حل کنه:
1--کتاب 2-اشک چشم 3- چغندر 4- شاه توت یا توت سیاه 5- چشم 6- عنکبوت 7- پیاز 8- انگور 9-خربزه 10-لیمو شیرین 11-ماه و ستارگان و خورشید 12- لاکپشت 13-هندوانه 14- قلیان 15- پسته 16- بادمجان 17- برف و یخ 18- نعل اسب 19- هوا پیما 20- ملخ 21- ماه 22- شمع 23- سماور 24- خر بزه 25-شراب 26- خشخاش 27- انار 28- کبوتر 29- ماه 30- آسمان و ستارگان 31- هندوانه 32- نارگیل 33- انار 34- کمان 35-شمع 36- نامه 37- شاتوت 38- هویچ یا زردک 39- نخل 40- شیر به حروف ابجد 41- نسیم-باد 42-آسیاب 43- انار 44- سر قلیان 45- زمین و ماه 46- سال، فصل ، شبانه روز و 24 ساعت 47- حنا 48-تبرزین 49- تخم مرغ 50- تخم مرغ